❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی دلت تنگ شد..وقتی چشمات ترشد..وقتی دیگه کسی نبود امیدت وهمنفسی...بدون که هست اینجا کسی که توواسش همه کسی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !! ولی آیا تابحال شمرده ای ؟ برای شروع بگذار از جایی دیگر شروع کنیم، اول از همه بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی و بعد بشمار، تعداد لبخند هایی که بر لب مردمان نشاندی و سپس بشمار ، تعداد اشک هایی که بخاطر همدلی از سر شوق و غم ریختی ، و سر آخر بشمار تعداد دستهای نیازمندانی که گرفتی و تعداد قدمهایی که در کار خیر برداشتی ، و همه اینها را که بشماری ، تعداد لبخندهای " آن یگانه " بدست می آید. و تمام . جوجه هایت شمرده شد ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست داشتن است گرچه پایان راه پاییز است
من به پایان دگر نمی اندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به آب روان گفت گل كز تو خواهم
كه رازي كه گــويم بـه بلبل بــويي
پيــــام ار فــرستـد پيـامـش بيــاري
به خاك ار درافتد غبـارش بشـويي
بگـويي كه مــا را بــود ديده بر ره
كه فـردا بيـــايي و مـــا را ببـويـي
بــگفتـا به جــوي آب رفتـه نيــايـد
نيـابي مــرا گرچه عمري بجــويـي
پيـــامي كه داري به پيــك دگــر ده
بـه اميد من هرگـز اين ره نپــويـي
من ازجوي چون بگذرم بر نگردم
چو پژمرده گشتي تو ديگر نرويي..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آن روزی بود که خواستم برای از دست دادنت قطره اشکی بریزم... ولی یادم آمد که تمام آن را برای به دست آوردنت از دست دادم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امروز آنقدر دلم تنگ است و غمگینم که دلم به سردی است چون مرده ای اماده برای گور. کاش این دنیا را تمامی بود بهر من که دیگر خسته ام خسته. خسته از این دنیای سرد و بی روح که من را چون مرده ای کرده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي