@*فرياد* خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني، بعد بفهمي دوست نداره... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت
@دیانا به حیف نان ميگن با وطن جمله بساز ميگه: من رفتم حمام و تنم رو شستم بهش ميگن نه با ( ط ) دسته دار باشه. حیف نان ميگه: اتفاقاً با طي دسته دار تنمو شستم
@حُـجَّتـــ حیف نان میره المپیک توی دو میدانی مسابقه شروع میشه. حیف نان صد متر رو توی هشت ثانیه میره میان باهاش مصاحبه می کنن میگن که چیکار کردی. حیف نان میگه: آقا ورزشگاتون چقدر سوسک داره
@•▪●۩ اسی ۩●▪• حیف نان با دوستش در تهران میرن در خونه یك تهرانی. حیف نان در می زنه از اونور صدا میاد میگه كیه؟ حیف نان میگه مویوم. دوستش میگه بگو منم. حیف نان میگه اگه در رو باز كنه ببینه مویوم چی؟
@ღ♥ღ eliii ღ♥ღ حیف نان با پسرش بانک مي زنن و فرار مي کنن ميرن داخل يه استاديوم شروع مي کنن دور زمين فوتبال دويدن، بعد از دو دور پليس مي رسه، پسره ميگه: بابا پليسها رسيدن چي کار کنيم؟ حیف نان ميگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.
حیف نان سرش ميخوره به ميله وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه مي بينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي مي گه

14 سال و 10 ماه و 3 روز و 6 ساعت و 2 دقيقه قبل