❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنهایی به چه رنگ است؟ شبیست با شکوه و من هنوز تنهایم.. در پاییز و کوچه ای تنگ... میجویم ستایشگرم را... او کیست؟ کیست که و را دوست میدارم؟ میگویم با خود: فکر میکنم پس هستم،دوست میدارم پس هستم.... ششش،کیست؟ آه که او فقط در رویای من است... و صدای غرش رعد و برق،در پاییز.. تنهایی خاکستری است و من هنوز تنهایم.. شبیست با شکوه،اما شب خوش!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
When i look at you, i cannot deny there is God, cause only God could have created some one as wonderful n beautiful as you
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگاه نکن به لحظه هایم که بی تو می گذرند... جایی در خم هفتم دلم معبدی ساخته ام به نامت که تمام روزگارم را طواف می دهم هر نفس ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنان که ماه اند از مهر دورند ، چرا؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دعای یک انسان فقیر:خدایا تورا شکر می کنم که به من دوتا کلیه دادی تا در صورت نیاز دستم پیش هر ناکسی دراز نشود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اشتباه نکن ! رفتنت فاجعه نیست برایم ! من ایستاده می میرم چون بیدهای مجنون !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر ماه بودم ؛ به هرجا که بودم ؛ سراغ تورا از خدا می گرفتم وگر سنگ بودم ؛ به هرجا که بودی؛ سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی – به صد ناز – شاید شبی بر لب بام من می نشستی وگر سنگ بودی ؛به هرجا که بودم ..... مرا می شکستی ؛ مرا می شکستی !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم را هيچکس باور نداشت هيچکس کاري به کار من نداشت.... بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ.... او که خوابيده است در اين گور سرد بودنش را هيچکس باور نکرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
توی شهر بی زمستون آینه ها رنگِ بهانه اند توی شهر بی زمستون پرستوها مستِ ترانه اند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با لباسی پاره از فروشنده سوالی کرد : قیمت انسان متری چند ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه كه عشق فرايت خواند به دنبالش روان شو ....
گويند: كودكي هاي عشق ....... است؟
به نظر شما كودكي عشق در يك كلمه ــ فقط يك كلمه ــ چيست؟!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بازم دارم بچه میشم ؛ مثل قدیمای قدیم ! مثل همون روزی که ما ؛ به این محله اومدیم ! دوره ی هفت سنگو سه قاپ ؛ دوره ی شوت یه ضربو گل ! رقص عزیز تیله ها ؛ طلوع هف رنگ یه پل ! آخ ! اگه تو مونده بودی ؛ دنیا یه جور دیگه بود ! کوچه به اون قشنگی که ؛ همین ترانه میگه بود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی چیست خون دل خوردن زیر دیوار آرزو مردن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شبی من و شادی و بخت و غم با هم بار سفر بستیم، در طول راه شادی راه خود را گرفت و رفت، بخت خوابید و من ماندم و غم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درهر لحظه اي كه خورشيد درخشيدن آغاز مي كند بي تفاوت از اينكه كجا باشم خداوندگار من به من عشق مي ورزد