❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد... و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند... و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...! و این, رنج است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر روزی بر سر مزارم آمدی... دیدگاه ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مهربان ترین قلبها متعلق به کسانی است که با محبت ، دیگران را یاد میکنند . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند دفتر سرنوشت را ورق زنند ، خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رابطه ها زمانی زیبا می شوند که برای یاد کردن هیچ دلیلی به جز دلتنگی نباشد . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سرنوشت ننوشت، گر نوشت بد نوشت، باور کن سرنوشت را نمیتوان از سرنوشت….
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی رو سخت گرفتیم، خفه مون کرد! آسون گرفتیم، حوصله مون و سر برد آخر نفمیدیم کجاشو بگیریم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گذشته های دور را خواهم بخشید ، زیرا انان همچون کفش های کودکیم نه تنها برایم کوچکند بلکه با ان ها از برداشتن گام های بلند نیز عاجزم…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مگر غير از وفا از من چه سر زد كه دل را بي وفا خواندي و رفتي مگرغيراز نگاهت به چشمانم كه درزد كه از ناز چشم خود ازدل گرفتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دست بر شانه هایم میزنی تا تنهایی ام را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به آخر خط رسیده بودم… باید بهش ثابت میکردم دوستش دارم… خیلی عصبانی بودم.. گفت:اگه دوستم داری رگتو بزن… گفتم مرگ و زندگی دست خداست… گفت: دیدی دوستم نداری؟ خیلی بهم بر خورد تیغو برداشتم رگمو زدم…