❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دیگه برم . بای ........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده گفت میخوای بری جایی؟ گفتم بله پدر عزیزم، میخوام برم بنزین بزنم [ ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ -
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو باغ وحش طرف میگه : اخی میمونا تا اخر عمرشون همین جا میمونن؟؟؟ رفیقش میگه: پـَـــ نــه پـَـــ هر 4 سال یکیشونو میبرن برای ریاست جمهوری کشورهای آفریقایی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کلاغه به روباهه میگه:گفتی آواز بخون که پنیر از دهنم بیافته؟
روباهه میگه:پـَـَـ نَ پـَـَــــ می خواستم واسه آکادمی موسیقی گوگوش ازت تست بگیرم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دو نفر تنبل بانک ميزنند ! اولی به دومی ميگه: خب بيا بشمريم. دومی ميگه: حوصله داری فردا راديو ميگه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه روز یه دختر بچه به باباش میگه : نقاشیم قشنگه ؟ باباش میگه : آره دخترم ، حالا بگو جی کشیدی ؟ دختره میگه ک گاو با علف ، باباش میگه پس کو علفا ؟ دختره میگه گاو همشو خورده . بابا باز میگه : پس کو گاوه ؟ دختره میگه : گاو علفاش تموم شد رفتش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از یه معتاد می پرسن فرق تو با یه ورزشکار چیه ؟ میگه اون تکنیکی کار می کنه ، من پیکنیکی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گدايی زنگ خونه پيرزنی رو می زنه پير زن میگه : باز اومدی گدايی ؟ گدا هم جواب می ده : پس توقع داشتی بيايم خواستگاری !
دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد … نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد
15 سال و 21 روز و 14 ساعت و 15 دقيقه قبلنمیدونم چی شد که وجودم لرزید … دل من این حسو از تو زودتر فهمید
تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم؟ … چه دلیلی داره از تو دست بردارم؟
بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو؟ … هر چی شد از حالا همه چیزش با تو!
دیگه دست من نیست بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوستم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی منو تنها نذاری
دست من نبود اگه اینجوری پیش اومد … میدونستم خوبی ولی نه تا این حد
انگاری صد ساله که تو رو میشناسم … واسه اینه انقدر روی تو حساسم
منِ احساساتی به تو عادت کردم … هر جا باشم آخر به تو برمیگردم
دیگه دست من نیست بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوستم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی منو تنها نذاری