❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره… میگه، به سلامتی مسافرین؟… گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف ۴۰ متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در وجودم چیزی هست که تو را نجوا می کند ... و تنها عشق مرا رها می کند ... و نور آن نگاهی ست که تو به من روا می کنی ... پس عشق و نور را از من دریغ نکن و بر من بتاب که بی عشق تو ؛ بی نگاه تو ؛ بی تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعی دیگر برسان.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم میخوای گاز بزنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من میخوام لیس بزنم !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
داریم ۱۰ نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم/ گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو/ گفتم این روی فرشتست عجب یا بشر است/ گفت این غیر فرشتست و بشر هیچ مگو/ گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد/ گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو.