❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با هفت تیر متصدی آسانسور را مجبور کردم به آسمان هفتم برود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روحم هنگام صعود به آسمان جیب جسمم را زد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
- روی پل صراط پوست موز می اندازم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وصیت کرده ام سنگ قبرم را پشت و رو بگذارند تا بتوانم با مطالعه نوشته های آن اوقات فراغتم را پر کنم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" مرگ فرصت نداد بقیه آرزوهایم بر باد رود."
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امید و آرزو تنها دوستان واقعی مان هستند که تا آخرین لحظات زنگی, ما را ترک نمی کنند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه می گفت: آدم عاشق باید حرف دل را گوش کند, نه عقل را ولی حرف ازدواج که پیش آمد گفت: همیشه از روی عقل کار کن, نه دلت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از بس که روشنفکر بود از خاموشی برق هراسی نداشت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به نارنجک بدون ضامن ، وام نمی دهند .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گربه ها عاشق آدم هایی هستند که در زندگی دیگران موش می دوانند .