❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فـــرامــوش کــ ـردن تــ ـو هنــ ـر میخواهــ ـد و مــ ـن بــ ـی هنــ ـرتـــریــن انســ ـان عــ ـالمـــم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی یک نگاه آنقدرمهربان است که چشمانمان رهایش نمیکند ... گاهی یک عشق آنقدر ماندگار است که زمان حریفش نمیشود و گاهی یک انسان آنقدر عزیز است که برای همیشه در قلبمان باقی میماند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می روی سفر ! برو، ولی زود برنگرد مثل آن پرنده باش آن پرنده اي كه رو به نور كرد می روی، ولی به ما بگو راه این سفر چه جوری است؟ از دم حیاط خانه ات تا حیاط خلوت خدا چند سال نوری است؟ راستی چرا مسیر این سفر روی نقشه نیست؟ شاید اسم این سفر که می روی زندگیست...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش دنیـــــــــا بر عکس بود ... آدمــا عاشــق نمیشدن ... عاشقا آدم میشدن ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امروز صفحه ي خالي زندگي ام پر شده بود ديگر از هيچ كس نمي ترسيدم گفتني ها را حرف زدم كودكي ها رو مرور كردم و زمان فراموش شد كنار مهرباني تو مهرباني من هيچ بود همه چيز ارام بود حتي نفس هاي من و تو ... حتي دل ها هم قدرت اين يكي شدن را نداشتن من حس مي كردم با تو و كنار تو هستم نه هزاران كيلومتر دور از تو امروز باز هم دلتنگي را تجربه كردم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مــن معمای غریبی هستم در این عصــر رنگین و رویایی تــو را دوست دارم شعر را دوســت دارم و گــاهی سر در کتابی میگــریم! و بــا تلسکـوپی آمـاده میان انگشتانم از بــالکن آپارتمــان اجارهایم بــه راههای شیری و آبی کهـکشــان خیره میشوم و میاندیـشــم عـمـــــر معمـای عجیبیست.