❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قیافـه ام تابلـو شـده بــود ! گفتـن : چی میـکـشی ؟ گفتـم : "زجــر" گفتـن : نـه یعـنی چی مـصـرفـــ میـکنی ؟ گفتـم : فقط "زنـدگی" . . . . !!! ,
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند... مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ... مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ... مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ... مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت ... مدت هاست دل تنگ بارانم ... مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ... مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم ... نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو می آموزی که بابا نان داد، من آموختم که چندی پیش بابا جان داد، تو می آموزی که آن مرد در باران آمد، من همان کودکی هستم که زیر باران ، پشت چراغِ قرمز ها مرد شد، تو آ را با کلاهی می آموزی که زندگی سالهاست بر سرم گذاشت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در حال قدم زدن در گوشه ای از پیاده رو بودم... از دور مردی را دیدم که کیسه هایی سنگین در دست دارد و هر از چندی کیسه ها را زمین می گذارد و نفسی تازه میکند... به او نزدیک شدم و آرام گفتم : مسیر من با شما یکی است...میتوانم کمکتان کنم ؟! مرد با اضطرابی عجیـــــــب گفت : نه...نمیخوام ! مرسی ! از کنارش آرام گذشتم و همچنان که قدم میزدم در فکر فرو رفتم... دلیل اظطراب مرد چه چیزی می توانست باشد ؟! نتیچه ی تفکر : آنقدر تمرکز بر بدی کرده ایم که هیچ درکی از خوبی برایمان نمانده...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کشیش پیر همواره پسران خود را موعظه می کرد: "آسمان قلمرو فرشتگان خداست" انسان ها پست تر از آنند که توان پرواز داشته باشند... 20سال زمان برد تا دو تن از پسرانش آرویل و ویلبر رایت به پدر بیاموزند، انسان توان پریدن دارد و نخستین انسان هایی بودند که به قلمرو فرشتگان وارد شدند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر میدانستید، یک محکوم به مرگ، چقدر در آرزوی بازگشت به زندگی است، آنگاه قدر روزهایی را که با غم و اندوه و نگرانی و بدخلقی میگذرانید، میدانستید. "بو علی سینا"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آیـــــنه...!!! با تو ام... محــــض رضای خـــدا یکبار هم که شده به جای چشم هایم دلم را نشان بده... تـــا بدانــــند ... دیوار دلم آنقدر ها هم که فکر میکنند کـــوتاه نیــــست . گاهـــی زیـــادی کـــوتاه می آیم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عادت ...! چه طعم ِ تلخی دارد وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری .....!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند... مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ... مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ... مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ... مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت ... مدت هاست دل تنگ بارانم ... مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ... مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم ... نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلخــــور که میشَـوم , بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی... اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نه اسمش عشق است؛ نه علاقه؛ نه حتی عـادت؛ حماقت محض است ! دلتنگِ کـسی باشی؛ که دلش با تـو نیست !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حالا که رفته ای ...
ببین ...
دیگر آن کودکی نیستم که دهانش بوی شیر میداد ...
حالا بزرگ شده ام ...
دهانم بوی سیگار میدهد ...
برگرد ...