❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هربار که کودکانه دست کسی رو گرفتم گم شده ام !!! ترس من از گم شدن نیست .. ترسم از گرفتن دستی ست که بی بهانه رهایم کند !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نوازشم کن! نترس.... تنهایی ام واگیر ندارد!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عبــــــور... یعنی.... من .... که از همۀ حسِ سرد و بی تفاوتت آروم و عاشقانه میگذرم..!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد... تو رو می خواســـــــــــت.. . . . . . . . ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت آروم به دلـــــــــــم گفتم خــــــــــفه شو.... دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گل سرخی به او دادم . گل زردی به من داد...!!! برای یك لحظه ی ناتمام قلبم از طپش افتاد ... !!! با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری ... ؟؟؟ گفت : نه ؛ باور كن ... نه !!! ولی چون تورا واقعا دوست دارم نمی خواهم پس از آنكه از لبانم كام گرفتی برای پیدا كردن گل زرد ؛ زحمتی به خود هموار كنی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خـــــــــواسـتـنـد از عـشـق … آغــــــــــوش و بـوسـه را حـذف کـنـنـد … عـشـق … ! از آغـوش و بـوســـه حـذف شـد … !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه معنـــــى دارد زندگى...!؟ وقتى كه هیچ اتفاقى من و تو را سر راه هم قرار نمى دهد !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ وقت نگو رسیدم ته خط.... "اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط".... یادت بیار که معلم کلاس اولت گفت:نقطه سر خط.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خاطرات را باید سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید! خاطرات نه سر دارند و نه ته بی هوا می آیند تا خفه ات کنند می رسند... گاهی وسط یک فکر گاهی وسط یک خیابان سردت می کنند،داغت می کنند رگ خوابت را بلدند،زمینت می زنند خاطرات تمام نمی شوند...تمامت می کنند!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود... اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کدامین چشمه اب سمی شده است که اب از اب می ترسد و حتی ذهن ماهیگیر از قلاب می ترسد گرفته دامن شب را سکوتی انچنان مبهم که مژه از چشم و چشم از پلک و پلک از خواب میترسد.