❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه جـآیے باید دسـتـِ آدمـآ رو بکشے نـِگه شـوטּ دارے ؛ صورتـشوטּ رو میوטּ دستـآتـ مُحـکـم بگیرے بگے : بـبـیـטּ ... مـטּ دوستـتـ دآرم ، نــــرو !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی دلت میخواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت گفتن کلمه هارو نداری اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثله:چیزی شده؟؟؟! اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی: نه هیچی...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
...اینجا زمان چند ساعتی جلوتر است: هر وقت خورشید را بالای سرت دیدی بدان در غروبی دلگیر به تو میاندیشم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش می دانستی هوای سرد سگ لرزه هایش و باران و برفش را دوست دارم برای اینکه در آغوشم جای بگیری آن هم به بهانه ی گرم شدن ...؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
#ﺧﺪﺍﯾﺎ ..... ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻢ .... ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ... ﻫﺮ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺩﻡ ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭘﺲ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ... ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻖ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺤﺒﺖ , ﺻﺒﻮﺭﯼ , ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ... ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﯿﺜﺎﻕ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . روز مرگم هرگه شیون کند از دوروبرم دور کنید . همه را مست و خراب از می انگور کنید . مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید . مست مست از همه جا حال خرابش بدهید . بر مزارم نگذارید بیاید واعظ . پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ . جای تلقین به بالای سرم دف بزنید . شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید . روز مرگم وسط سینه من چاک زنید . اندرون دل من یک قلمه تاک زنید . روی قبرم بنویسید وفادار برفت . آن جگر سوخته خسته از این دار برفت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . پرنده به دانه های دام خیره شده بود گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر. چگونه بمیرد…