#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
#کـاش ایـن روزا بـودی ... کسی نیست ...
یادت باشد « سهمیه ای» دختری نیست که به ناحق صندلی مردودی های کنکور را اشغال کرده « سهمیه ای» دختری ست که وقتی تو در کلاس های گاج و قلم چی نشسته بودی او در ناصرخسرو به دنبال دارو برای پدر جانبازش بود همان دختری که وقتی نیمه شب کنج خانه میخواست درس بخواند ناله های پدر روحش را خراش می انداخت دخترکی که روز کنکور با سرفه های پدری شیمیایی بدرقه شد « سهمیه ای» عرضی داشتم « سهمیه ات» نوش جان!
باباش رفته چه ربطی داره به بچش همش حق خوریه
موافقم
علی که باشی برایت فرقی ندارد یتیم چشم به راهت مسلمان است، مسیحی ست یا یهودی کیسه را میگذاری روی دوشت و پیش میروی ...
علی یکی بود و تموم شد
خدايا! تو را شکر ميکنم که با فقر آشنايم کردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درک کنم.
چـیــســت دلــچـســب تــریــــن عــیـــدی أیـــــام الله یــک ســــحــــــر وقــت اذان صــحــــــن أبـــاعـبــــــدالله . . .
سلام امام حسین مهربون من دختری کوچک هستم . پدرم جانباز موجی است . الان که دارم برای شما نامه می نویسم پدرم خوابیده آرومه آرومه . وقتایی که خوابه میام کنارش وباهاش حرف می زنم . امام حسین شنیدم رقیه ی کوچولوت به آسمون ها رفته می خوام بهتون بگم ............. من حاضرم دخترشمابشم................. به جاش حال بابام رو خوب کنید ازشما خواهش می کنم می دونم که خیلی مهربونید امام حسین ...
به نام خدا ، من می خواهم در آینده شهیــد بشوم. برای این که...." معلم که خنــــده اش گرفته بود ، پریـــد وسط حرف مهدی و گفت : " ببین مهدی جان ! موضوع انشا این بود که در آینده می خواهید چه کاره بشید. باید درمورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی. مثلاَ ، پدر خودت چه کاره س......." آقا اجازه! شهیــد شده....
مرسی ندا جان ...
"خـــــدایــــا" عمریست همه ایمان مرا با رنگ موهایم سنجیدند اما من امشب برعکس خیلی ها با دیده سر به سراغت نیامدم من امشب با دیده دل آمده ام به مهمانیت اگرمرا نمیخواستی درخانه ات را به رویم باز نمیکردی پس باصدای بلند فریاد میزنم تاهمه بدانند خدا برای همه است مــــــن خــــــدا را دارم
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پشت خمیده و ریش سفیدش..... کودکی ها یم روی پشتش می نشستم،مرا به رویاهای صورتی کودکانه ام می برد کودکی هایم در آغوشش میگرفتم کودکی هایم پیشش گذشت و من غمی نداشتم حالا دیگر پشتش خمیده شده و ریشش سفدتر که بیشتر از همه خودنمایی میکند و مهربانی اش چند برابر،همان مهربانی که مرا به کودکی ام می برد.
احوال شما بابا! خوبی؟!
...
#کـاش ایـن روزا بـودی ... کسی نیست ...
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 23 دقيقه قبل