پر از تنهاییم ای کاش بودی
که داره زندگیم از دست میره
یه آهنگی گذاشتم که میدونم
اگه گوشش کنی گریت میگیره
صدام از گریه ی دیشب گرفته
چه بارونی چه احساسی چه حالی
با اشکام باز مهمونی گرفتم
همه چی هست فقط جای تو خالی
دارم دنبال عکسامون میگردم
همونا که لب دریا گرفتیم
اگه ما سهم هم دیگه نبودیم
چرا توی دل هم جا گرفتیم؟
چه معصومانه افتادی تو این عکس
چه لبخند نجیبی رو لباته
تو میخندی و من گریم گرفته
چقدر این خونه تشنه ی صداته
تو یادت رفته وقتی گریه دارم
برای اشکای من شونه باشی
تو یادت رفته باید خونه باشی
باید پیش منه دیوونه باشی
نگو خونه بگو دیوار بی در
که سرتا پاشو خاموشی گرفته
مگه من توی تقدیرت نبودم
شاید دنیا فراموشی گرفته
لعنت به حرفایی که فقط مال وقتیه که مخاطب رو بغل کردی....! لعنت به نگاهی که نمیدانی معنایش رفتن است یا ماندن.....! لعنت به اون کسایی که دوستشون داشتیم اما قدر ما رو ندونستن! لعنت به تمام کسانی که تو نیستند ولی عطر تورا میزنند! لعــنت به ضربان ِ قلـب ِ من ... که فقــط بـرای تــو میزنــه ...! لعنت به دلِ هرزت که برا همه میتپید جز من!
با غرور بی دلیلتمنو آزار نده
به منه خسته و بی حوصله هشدار نده
بزار این سکوت سنگین بهشکستن نرسه
به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده
به خدا من خودم رفتنیم
واسه دیگران تو شمعی
واسه من خاموش و غمگین
برای خودی تو دردی
واسهغریبه تسکین
واسه دیگران حقیقت
واسه من عین سرابی
برای همه ستاره
واسهمن مثل شهابی
وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن
بیا و این دم آخر صحبتاز قهر نکن
یک عمر نقش فاصله هامان سکوت بود/ شاید برای حرف زدن از عشق زود بود/ ای کاش قفل سخت سکوت تو می شکست / یا در نگاه سرد تو خورشید می نشست / من موج خسته بودم و تو ساحلم شدی / با یک نگاه ساکن شهر دلم شدی / امشب ولی به ساحل باور رسیده ام/ دیگر گذشت فصل و به آخر رسیده ام/ آری کویر تشنه به باران نمی رسد/ این قصه تا ابد به پایان نمی رسد...