❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام، مستم باز می لرزد، دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ! های! نپریشی صفای زلفکم را، دست! و آبرویم را نریزی، دل ای نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
*داستان سگ ولگرد صادق هدایت رو خوندید؟ الان روح اون سگ در من متبلور شده.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نه امیدی که بر آن خوش کنم دل نه پیغامی نه پیک آشنایی نه در چشمی نگاه فتنه سازی نه آهنگ پر از موج صدایی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زخم می خوردم و می تازیدم به ناگاه از پا در امدم نه به زخمه های تیغه ی تقدیر که به تیر ناگزیر خیانت در امید وفایش با چشما نی خونین جان کندم و شکست خوردم! چه کنم که تقدیرم این شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من ، در ا ین گوشه قلبم که پرا ز تنهاییست به تو مى ا ندیشم من تو را میخواهم در خلوت تنهایى هام من که د لتنگ به اندازه بى مهرى تو شب ها ، خوا ب چشمان تو را مى بینم لب خندان تو را مى بوسم گر چه شمعم کم نور گر چه جسمم خسته گر چه دستم بسته گر چه با من بى مهر گر چه چشمت بسته من تو را میخواهم ، من تو را میخواهم من تو را مى جویم در پرتو بیرنگى تنهایى هام و با دو چشمم که پر از تنهاییست من تو را مى یابم من تو را میخوا نم در لحظه باورهایم من تو را مى بوسم در خم کوچه رویاهایم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
التماس مال دیروز بود... مال وقتی که بچه بودیم امروز... ... ... می خواهی بروی؟ خوب برو......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
احساست را بر روی کاغذ بنویس و کاغذ را بر روی میز بگذار هر روز صبح را با نگاه به آن آغاز میکنم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آغوشت باز است به وسعت یک تن به گرمی خورشید به مهربانی دریا در آغوش تو زندگی زیباست زندگی همیشگیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عمیق نگاهم کن از نگاهم ،چه می خوانی؟ از عطر اندامم چه می بوئی؟ یک زن، با تمام خرت و پرت های چال کرده اش...؟