❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران، خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در عجبم از سیب خوردنِ مان که از آن فقط ” چوبش ” باقی می ماند. مگر این همه چــــــوب که خوردیم از یک سیــــب…..شروع نشد !؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پرمودا باترا روانشناس هندی میگوید : بزرگترین آتشهای جهان را با یک فنجان آب میتوان خاموش کرد. کا[!]ت زمان را در یابید. یعنی به موقع اینکار انجام گیرد. زمانی که جرقهای زده شد و آتش به تازگی در حال خود نمایی است همان موقع با یک فنجان آب آتش خاموش میشود. آسیبها و گناهان را نیز در همان آغاز باید مهار کرد. بی مبالاتی و اهمال دامنه آنرا به سراسر زندگی گسترش داده و خاموش کردن آن کار بسیار دشوار و گاهی ناممکن خواهد بود .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با عقلت ، دلبستگی های دنیوی را از خود دور کن ، وگرنه این دلبستگی هایت هستند که عقلت را از تو دور می کنند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قدیم میگفتن: اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند ، ببین من چه بدبختی هستم که یه سر پیش شما هم نمی تونم بیام ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی. و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به گیله مرد میگم: به نیمه عمر رسیدم. با تعجب میگه: مگه از مدت عمرت خبر داری که تقسیم بر دو کردی و میگه نیمه عمر ... و ادامه داد : دوست من ، ایشالا خدا بهت عمر طولانی بده ، ولی کسی از فرداش مطمئنه که زنده ست یا نه ؟! اجل خبر نمیکنه ... چه بسیار آدمهایی که صبح بیدار شدیم و در کمال تعجب گفتند که : رفت ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتي كسي به دل نشست، نشستنش مقدس است حتي اگر نخواهدت، نفس كشيدنش بس است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نه دل در دست محبوبی گرفتار ، نه سر در کوچه باغی بر سر دار ، از این بیهوده گردیدن چه حاصل ، پیاده میشوم دنیا نگهدار...