بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد، بگذار آن باشم که با تو در گلزار گل می چیند، بگذار کسی باشم که احساس درون با او می گویی، بگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گویی، بگذار کسی باشم که در غم، سوی او می آیی، بگذار کسی باشم که در شادی با او می خندی، بگذار کسی باشم که به او عشق می ورزی.
تفاوت هاي بين عشق و شهوت: عشق بخشنده است و شهوت گيرنده در عشق خودت را فدا مي کني در شهوت ديگري را عشق يک تسليم است و شهوت يک تهاجم اگر عاشقانه به شئ اي بنگري آن جان پيدا مي کند و با شهوت به شخصي بنگري آن شي مي شود.
مثال ده که نيايد ز صبح غمازی /// مثال ده که نگردد جهان شب تاری /// مثال ده که نريزد گلی ز شاخ درختی /// مثال ده کند خار توبه از خاری /// مثال ده که رهد هرس از گدا چشمی /// مثال ده که طمع وارهد ز طماعی /// مثال گر ندهی حسن بی مثال تو بس /// که مستی دل و جان است و خصم هوشياری
به نوايي خواهم نواخت که نواي تو باشه به صدايي خواهم شنيد که صداي توباشه وبه نگاهي خواهم نگريست که نگاه تو باشه تو زيبايي به زيبايي ماه تو شب مهتابي وتو درخشش خورشيد تو دشت پر ازگل
گلی می میرد تا عشقی به وجود آید و پس از مدت ها عشق می میرد تا نهالی سبز شود در این صورت ای گل با طراوت زیبا برای همیشه پژمرده و پرپر شو تا عشق ها ابدی و جاودان باقی بمانند.
من ترجیح می دهم به گونه ای زندگی کنم که انگار خدایی هست و بعد از مرگ متوجه شوم که خدا نیست به جای این که بگونه ای زندگی کنم که انگار خدایی نیست و بعد از مرگ متوجه شوم که خدایی هست
دوست من زماني كه تو با روز هستي من با شب هستم وحتي آن هنگام نيز از بلنداي آفتاب سخن مي گويم كه بر فراز تپه ها مي رقصد وازسايه هاي ارغواني رنگي كه برسراسر دره دامن مي كشد
چرا نگران فردا باشم؟ آنکس که همه عمر از من مراقبت کرده است، آیا فردا مراقب من نخواهد بود؟ «او» یگانه ی تغییر ناپذیر است. «او» دیروز همانند امروز و صدها قرن آینده خواهد بود. خداوند اینجاست تا مرا راهنمایی کند، پیش برد...