پشت شیشه برف می بارد درسکوت سینه ام دستی دانه های اندوه میکارد چون نهالی سست می لرزد روحم از سرمای تنهایی می خزد درظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام از عشق هم خسته ......!!!!!!!!!!
پروردگارم اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید این شبه آدم های اندک را متوجه شوم. چه دوست تر می دارم بزرگواری گولخوار باشم تا همچون اینان کوچکواری گول زن. دکتر علی شریعتی
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است
پشت شیشه برف می بارد درسکوت سینه ام دستی دانه های اندوه میکارد چون نهالی سست می لرزد روحم از سرمای تنهایی می خزد درظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام از عشق هم خسته ......!!!!!!!!!!
چگونه دلتنگی هایم را به تصویر بکشم چگونه بگویم دوستت دارم تا باور کنی همیشه در قلب منی من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم اولی خداست و دومی تویی بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره با این وجود از ته دل میگویم دوستت دارم
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد ... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد ... غلط است هر كه گويد: دل به دل راه دارد ... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
شاید آن درگران در دستان من عطر تن تو باشد. با تو می گویم از عشق با تو می گویم از مهربانی صادقم با تو.آرزوی دیرین من با صدایی رسا فریاد می کشم: دوستت می دارم تا بی نهایت.