❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من بر انم که در اين دنيا خوب بودن به خدا سهل ترين کار است و نمی دانم که چرا انسان تا اين حد با خوبی بيگانه است و همين درد مرا سخت می ازارد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من همون تک درخت خشکیده توی کویر داغ تنهایی ام که همه بردنم ازیاد گاهی گم کرده راهی از کنارم میگذشت تکیه بر ساقه خشکیده ام می دادو با خنجری در دستانش ساقه ام را نوازش میکرد ولی چه زود از من خسته میشدو می رمید اه گرمای کویر تنهایی ریشه ام را خشکانده شاید رهگذر دیگری در شب ساقه ام را به آتش زند ولی اگر سوزاندن ساقه ام خاطر تنهای او را پر کند پس به او می گویم بسوزانم چرا که زخم خنجر دیرینه بر ساقه دارم خشکیده ام تنها و بی پناهم بسوزان و جودم را خاکستر کن ....... بسوزان که بدادم رسیده ای سوختم سوختم ای قوم رهایم نکنید سر به صحرا زدم از ننگ سر عاقل خویش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رسیـــدی به سادگـــــــی رو رویاهام یه خــطّ قرمــز کشیدی اگر چه یادت نمیـــــــاد امّا می خوام دعــــات کنم بر نمی گـردی ولی من بازم می خــوام صدات کنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم غافل از آنکه لحظه ها خود خوشبختي بودند ......... دکتر شريعتي
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آري ، يکي را دوست ميدارم ، آن را احساس کردم در قلبم او همان ستاره درخشان آسمان شبهاي دلتنگي و تيره و تار من است او همان خورشيد درخشان آسمان روزهاي زندگي من است يکي را دوست ميدارم آري ، او همان مهتاب روشن بخش شبهاي من است قلبم او را دوست ميدارد و من هم تسليم احساست پاک قلبم ميباشم يکي را دوست ميدارم ، همان فرشته اي که در نيمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با خود به دشت دوستي ها برد