❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چرا او به گناهان خود اعتراف نمی کند؟ چون هنوز هم انجامشان میدهد … همانطور که تنها کسی می تواند رویایش را تعریف کند که از خواب بیدار شده باشد!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سکوت مطلق … چندین ساله که روز و شب حرف میزنن … دیگه حرفی نمونده … جز نگاه های پر از وحشت، دیگه چیزی نیست … نور چراغ پارک روی صورتش افتاده … صدای موبایل سکوت رو بهم میزنه …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کوه پرسید ز رود ، زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟ گفت : در رفتن من کوه پرسید و من؟ گفت : در ماندن تو بلبلی گفت : و من ؟ خنده ای کرد و گفت : در غزلخوانی تو آه از آن ابادی که در آن کوه رود رود ، مرداب شود ، و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر من و تو بلبل و کوه و رودیم راز ماندن جز در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست بدان !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد، جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم ، ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم، و نخواسته رانده شدم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بیدار کنیدش که شبی خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خویش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به یک نفر گفتند بهشت وجهنم را توصیف کن؟گفت :وقتی وارد جهنم میشی یک سری آدمهای گرسنه ای میبینی که فرشته ها برای آنها بهترین غذا ها را سرو میکنند وهمگی سریک سفره نشسته اند. همه قاشق و چنگال هایی به بلندی یک متر در دست دارند.و سعی میکنند غذا را درون دهان خود بگذارند. خیلی سعی میکنند ولی نمی توانندو از این ناتوانی عذاب میکشند.بهشت هم به همین صورت است فقط با این تفاوت که آدمها غذا رادرون دهان یکدیگر میگذارند و همه راضی و خوشحال هستند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به گوشت ميرسه روزي ، كه بعد از تو چي شد حالم چه جوري گريه ميكردم ، كه از تو دست بردارم نشد گريه كنم پيشت ، نخواستم بچه رفتارم نخواستم بفهمي تو ، كه من طاقت نميارم دلم واسه خودم مي سوخت ، براي قلب درگيرم يه روز تو خنده هات گفتي ، تو ميموني و من ميرم سرم رو گرم ميكردم ، كه از يادم بره اين غم ولي بازم شبا تا صبح ، تو رو تو خواب ميديدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم غمگين نگام ابري چشام بارون صدام ابري طلوع عشق من بي رنگ غروب گريه هام ابري منو دلتنگيه گريه به روي شونه هاي تو مي شم بارون دلتنگي مي بارم ازچشاي تو نمي خوام بي تودنيارو باگل ها وباگلدون هاش نمي خوام بي توفردارو باتابستون هازمستون هاش