❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه جور بیماری مسری هم هست که توی تاکسی شیوع پیدا میکنه! اونم اینه که: تا یه نفر که کرایه میده، بلافاصله پشت سرش همه کرایه شونو میدن… .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنها آرزويم ، انقراض «خط فقر» است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی برای ایجاد اختلافات ، انتخابات راه می اندازند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زلزله ، کابل برگردان خط زندگی است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ماشین «بی باک» ، مفت نمی ارزد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تا «آن روي ِ سكه» ، راهی نیست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سيم ِ آخر ، صدای خوشی ندارد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای اینکه نسلم منقرض نشود، مقابل آئینه می ایستم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تاریخ مصرف موش و ماهی را، گربه تعیین می کند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به اندازه ای تیر انداز قابلی بود که همیشه هدف به تیرش اصابت می کرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فواصل بین میله های قفس، کاریکاتورهای آزادی هستند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مگس زندگی اش را از صفر شروع، و به صفر پایان می دهد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند.