❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی مثل بازی حکمه! مهم نیست که دست خوبی نداری، مهم اینکه که یار خوبی داشته یاشی .. اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به این فکر می کنم ............... لالایی های مادرم زیر کدام بالشتک کودکی هایم جا مانده !!؟؟ شاید بشود هنوز آسوده خوابید....!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی بمان . . . نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگویی هرطور راحتی . .!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی باید بی رحم بود… نه با دوست… نه با دشمن… بلکه با خودت… و چه بزرگت میکند آن سیلی که خودت میخوابانی بر صورتت…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لعنت به اونی که واسه رفتنش گریه کردم، رفت واسه دوستاش تعریف کرد؛ خندیدن…!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امسال بهار بی تو یعنی " پاییز " ... تقویم به گور پدرش می خندد ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من «خاطرت» را می خواستم؛ نه «خاطره ات» را ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران .... امشب منتظرم برای آن لحظه نمناک و سرد ، تو بخواب !! من دلم گرفتهِ آنقدر زیاد ،که تکانِ شانه هایم را نمیبینم دگر،تو بخواب ! منتظرم باران ببارد ، امشب قدمی خواهم زد ! به تمام غصه هایم نم نمک یک سری خواهم زد !! خیس شوم ، کاسه ام را پر کنم از بوی خاک!!!! تو بخواب ای آرزوهایم ، من پر از باران و خاکم ...! لحظه ای دیگر منم آماده ام ، ته نشین خواهم شد در کنارت ، دست من را هم بگیر ، بی بهانه آمده ام در خوابت ........!! تو بخواب !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درد تنهایی کشیدن مثل کشیدن خطهای رنگی روی کاغذ سفید شاهکاری می سازد به نام دیوانگی ! و من این شاهکار را به قیمت همه ی فصلهای قشنگ زندگی ام خریده ام .... هر که هر چه می خواهد مرا بخواند دیــوانـــه خــودخــواه بی احـسـاس . . . نــمــی فــروشـــم . . . !