❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من چشمهایـــم را بستم و تو قایــم شدی .. من هنـــوز روزها را می شــمارم!.. و تـــو پیدا نمیشوی !.. یا من بازی را بلــد نیستم ! یا تو جر زدی ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛ از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم ! امـا …. حقیقـت اینه که : از دست دادن ِ خــودمـون ، و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم …. گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !! .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . گاهی برای کشـیدنِ فـریـاد هـزاران پیکـاســو هـم کـافـی نیسـت . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست داشتنَت گنـــــــــــاه باشد یا اشتــــباه گناه می کنم ، تـــــو را حتــــــی به اشتباه …..!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگفتند قرآن آبشاری از نور ؛ از آسمان بر زمین است ؛ راست میگفتند ، باید هر روز جرعه ای نور نوشید ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیگر ناراحت نیستم ، دلم تنگ نیست ، تنها نیستم ... [کسی چه میداند ] شاید دعاهام مستجاب شده ؛ و راضی به رضای خدا شده ام ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در سـن هـشـتـاد و سـه سـالگی از " فـرانک لـویـد رایـت" مـعـمـار بـزرگ و نـامـدار پـرسـیـدنـد : از مـیـان کـارهـای بـزرگـی که انـجـام داده ایـد ؛ کـدام را بـیـشـتـر می پـسـنـدیـد ؟ کـه او پـاسـخ می دهـد : کـار بـعـدی را ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درخت بودن زیباست ، زیباتر از آن باهم بودن و جنگل را ساختن است ...