❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من آن خزان زده برگم که باغبان طبیعت رانده مرا به جرم چهره زردم. طبیعت شاداب زمین سرمست همه با یار خود هستند و من تنهای تنها زتو خواهش کنم مرو هرگز زپیشم که من دیوانه می شم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . از قــــــبل هم باید حدس مـــــی زدم می روی “رفـــــــتنــــ ” همیشہ حتی در دستور زبان فارســـی “لــــــازمـــ” است… . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . هزار گل تقدیم به آیینه ی شکسته ای که هزار بار لبخند شما را تکرار می کند . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کاش نـــارو هم مثل لایک زدنــــی بود… میـــزدم میزدی …. نمیــــزدم نمیزدی … . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . نه حرفی برای گفتن … نه امیدی برای ماندن … نه پایی برای رفتن … نه تمایلی برای دوباره ساختن … تو از اول هم هیچ نداشتی ! . . .