❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به برگ گل نوشتم من تو را دوست می دارم ولی افسوس او گل را به زلف كودكی آویخت تا او را بخنداند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به كوی او سلام من رسان و گو تو را من دوست می دارم ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید یكی ابر سیه آمد كه روی ماه تابان را بپوشانید
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوســـت داشتن از عشـــق برتر است ... عشــق یک جوشــش کــور است و پیونــدی از ســر نابینایی ... اما دوســت داشــتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیــرت روشـن و زلال
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انسان به ســه بوســـــه تکمیل میشود .... بوسه ی مــــــادر که با آن پا به عرصه ی خاکی میگذاری .... بوسه ی عشــــــــق که یک عمر با آن زندگی میکنی .... بوسه ی خــاکــــــ که با آن پا به عرصه ی ابدیت میگذاری ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـر بـالای افــ ـق ایـــستـ ـاده ام بـه روزی مـ ــی انـدیـشـ ــم کـه بـا تــو بـاشـ ــم جــانم را بـه بـاد صبـــ ـحگـاهــی می ســ ــپارم بـا هــمه خـداحـ ـــافظی می کـــنم چــرا که تـــو در مــ ـنی ، در تــارو پودم و موجـ ــی لــطیف برخاســ ـته از جــان تـو تـا عـــمق وجــودم مــ ـی دود و راهــی جــ ـاودانـه پـــیش رویــ ـم گســـترده مـی شود و مــن پــ ــرواز مـی کنــ ـم بـه سـوی تو به تــو می اندیــشم، به ارمـ ـــغان صبـح به نــ ـامــت کــ ـه عاشــقانه بر زبـان جـ ـاری می کنم بــه تـــو می انــدیشـم ای عشــ ـــق بی پایانم ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ایـــن بـــار ، سیـــگار را بـــکش ، از طـرفـــی کـــه مـــی ســـوزد ؛ تـــا بــــدانــی چـــه میـــکشم …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زبان مشترکی داریم با این همه یکدیگر را نمی فهمیم ما باید مثل غارنشین ها تنها به علامت دست های مان اکتفا می کردیم آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی میانمان جدایی نمی انداخت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با زندگی قهر نکن! دنیا منت هیچ کس را نمی کشد…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنهایی که بلند می خندد ، بی صدا گریه می کنند ….!