دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

. . . انسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت بعلت وقوع آن تلقی وقبول نماید . . . (مترلینگ) . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

. . . نظر ی که دیگران نسبت به شما دارند مشکل خودشان است نه شما . . . ( الیزابت کوبلر‌روس) . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

. . . کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست . . . (مثل ژاپنی)

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

کاش مي­شد... کاش مي­شد به نگارم ،بنگارم باران دوست دارم که بر اين خاک ببارم باران دوست دارم که دل از شهر و ديارم بکنم بروم سر به بيابان بگذارم باران سبز نه، زرد نه، آميزه­اي از سبزم و زرد بس که در هم شده پاييز و بهارم باران

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

. . . هیچ گاه دلت را به روزگار مسپار ، که دریایی از نا امیدی است دلت را به خدا بسپار که دریایی از امید است . . . . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

. . . آدما دو جور زندگی میکنن یا غرورشون رو زیر پاشون میذران و با انسانها زندگی میکنن یا انسانها رو زیر پاشون میذارن و با غرورشون زندگی میکنن . . . . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

. . . مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد . . . (حکیم ارد بزرگ) . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

پروفایلم تغییر کرد .....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

ببار بر من ای باران... آرام میبارد باران... قطره های باران بر صورتم می خورند من چترم را میبندم و کنار میگذارم و خودم را به باران میسپارم باران با قطره هایش چهره ام را نوازش میکند بر لبانم مینشیند چشمانم را میبندم صورتم را بوسه باران میکند بر گردنم میلغزد و روی شانه هایم مکثی میکند مرا از عشق خیس کن باران از شهوت لبریز کن باران ...قطره های باران به آرامی از شانه هایم پایین می روند ... باران روی تمام بدنم نشسته است باران شدید می شود لباس بر اعضای بدنم می چسبد ...مثل زندانی که برای بوییدن آزادی صورت خود را به میله های زندان می چسباند، بدنم خود را به لباسها می چسباند...یک رعد ...و ناگهان باران بند میاید ...و احساس آرامش مطلق.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

بر ای ... تا شود

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

همیشه از چشم گذاشتن می ترسیدم و آن روز نوبت من بود چشمهایم را بستم... یک،دو،سه... و باز کردم تو گم شده بودی و من پی تو می دویدم هنوز من بی تو... وقتی پیدایت کنم دیگر چشمهایم را نخواهم بست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

دلم برای کسی تنگ است که اینجا می‌آید ودست ‌نوشته‌هایم را می‌خواند . کسی که تنها ردپایش یک " غریبه ........" است و بس. کسی که او را "....................." می‌نامم. دلم برای او تنگ است که خدا به اندازه وسعتِ چشم‌های دریائیش باران می‌بارد. برای او که دست‌هایم در دست‌هایش جوانه زد. برای او که عشق را به من بخشید .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

اگر چه نگاه های تو دیگر از آن حس وحشی من نیست هرچند خنده های شکوفه ی سیب دیگر عطر مرموز قلب تورا در صورتم نسیم نمی کند و تشنج ملتهب قلب گداخته ات در میان خاطرم نمی رمد و هیچ امیدی نیست تایک لحضه پس از سال ها صدای تورا از نزدیکتر ین فاصله ی بی مثال از گوشی منتظر ساکت برای بار دیگر در یک روز بی همتای بی همتا بنوشم و بهت مرا ببرد به تمام حرفهای ممنوع ....... اما تو آمده ای ... و سلام کرده ای ... و آن جا میان پنجره ی آبی ... نشسته ای ......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .