دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
11.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@melika {غریبه!} ........... و همچنین ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
1362412934629374_orig.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@مارچلو یادش بخیر

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

حمد خداوندی راکه پروردگارجهانیان است.بار خدایا حمدبادتورا ای پدیداورنده اسمانهاوزمین/ای مهتر مهتران/ای معبود هرمعبود./ای افریننده هرموجود/ای خداوندی که چون همگان از میان بروند تو باقی میمانی/تویی ان خدای یکتا/که هیچ خدایی جزتونیست خداوند یکتای تنهای بی همانندو یگانه کبیروصاحب کبریا بخشاینده مهربان دانای حکیم __________________ هیچ کس جز خداوند هست نیست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

الان دارم آهنگ Emad Aram - Bia Baghalam (Remix) گوش میدم .... خیلی شاده ... [فایل]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• .... ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
11.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙ .... میگویند آغاز نو شدن آغاز تازه شدن بهار است اما روز میلاد تو سر آغاز فصلی دگر از زندگیست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
178421773eixzb9xgfvdkdx98wspb.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@✔کتــ☾ــے ... باز کن در ، که جز اين خانه مرا نيست پناهی .... ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@محـــمد بد نباشه عزیزم ... حالا بهتری ؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@ᔕᗩᙢᓰ بسیاری از مردان بزرگ برای عظمت خود مدیون مشکلات بزرگی هستندکه در زندگی با آن روبرو بودند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@◄йΛđξя►(پسرخاله دنبالر ) .... را ببینیم ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@پِگوله پشمک به سر -کودک با هیچ کس بازی نمیکرد.ساکت به دیواری تکیه داده بود...غرق در افکار خویش بود.اشکی از صورت کوچکش روانه شد.در دل با خدا حرف میزد.گفت:خدا چرا؟؟!چرا تو اون بالایی و من این پایین.چیکار کنم که به پیش تو بیایم؟چیکار کنم که مرا به پیش خود ببری؟خدا جون من بدون تو نمیتوانم زندگی کنم! کودک همچنان با خدا حرف میزد...که مردی او را صدا زد.فرشته!فرشته!...فرشته از مرد ترسید.آن مرد اسم فرشته را از کجا میدانست؟!فرشته فقط به او نگاه کرد بعد از چند لحظه مرد بهش نزدیک شد و با بخند دلنیشنش به فرشته نگاه کرد.آن مرد دستمالی از جیپش در آورد و صورت خیس فرشته را پاک کرد و به فرشته گفت:صبور باش!روزی همه ی آدم های این دنیا به پیش خدا میروند.فرشته که از حرفهای مرد تعجب کرده بود هیچ نگفت.آن مرد دوباره با لبخندی زیبا از فرشته خداحافظی کرد و رفت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀ زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
only-rain-love-glass.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• ............. ...