@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• . . . یه روز یه جنگل بود درخت نداشت. یه شکارچی بود تفنگ نداشت. یه تفنگ بود که فشنگ نداشت. بعد اون شکارچی که تفنگ نداشت با اون تفنگ که فشنگ نداشت یه گوزن شکار کرد که شاخ نداشت گوزن را انداخت نوی کیسه که ته نداشت این داستان که نویسنده نداشت نویسنده هم اسم نداشت هر چند این داستان سرو ته نداشت ولی ارزش سر کار گذاشتن رو که داشت…….. .
آی خدا ... سلام...مرسی دوستان عزیزم...مرسی واقعا.... ممنون !!!! فکر کنم اولین نفرهایی که بهم تبریک گفتید خیلی بهم انرژی دادید یه دنیا ممنونم مرسی محمد جان ممنونم
Miiiiiiiiiiiiiiii30

14 سال و 3 ماه و 21 روز و 23 ساعت و 5 دقيقه قبل