❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دنیا را دار مکافاتی است، که هیچ کس را، مفری نیست توبه شکستم هر دم، توبه شکن را هم، راهی به هیچ راه نیست دروغ گفتم، دروغ گفته را راه بر هیچ راه فراری نیست تهمت زدم، تهمت زده را هم، راهی به جز راه بی راهه، راهی نیست دلم را فراموش کردم، دل فراموش شده راهم، راهی به راه خدا نیست خود را فراموش کردم، خود فراموش کرده را هم، راهی به جز به گمراهی، راه نیست همه چیزم خراب شد و مرا به هیچ کس وهیچ جایی امید نیست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باد آورده را باد میبرد، اما .... تو که با پای خودت آمده بودی...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نــه هــوا ابـریـسـت، نـه بـارانـی مـی بـارد. پـس بـهـانـه ی دلـم بـرای ایـن هـمـه سـنگیـنـی چـیـسـت...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از تــاریــکــی نـمــیتــرســم دیـگـر از وقــتــی کـه گــم شـدهام در شـب ِ چـشـمـانـت...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی گرمای نگاه تو نیست این میشود حال و روز زمستانی من: سرماخوردگیهای پی در پی، تب و لرز های بی پایان...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هــر بــار ، بــا قــصــد قــربــت تـو ، غــریـب تــر مــی شــوم... !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حافظهام ..... همه چیز و همه کــــس را فراموش میکند!!... خسته شدم بس که سابیدمش..... و تو هر بار .. نمایانتر شدی!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر دست من بود "ی" را اینقدر میکشیدم تا صاف بشه! بشه " ا " ! اون وقت هیچ چیز "بی تو" نبود! همه چیز "با تو" می شد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به یاد می آورم .... نــخــواســتــن تــو ,نـتـوانـسـتـن مـن بود ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر گشته بهم میگه چه جوری این همه غم ُ تحمل میکنی ...؟ میگم: دیویدی شــدم ظــرفــیــتام بــالا رفـتــه...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوســت داشـتـنات بـا مـن چــه مــیکـــنــد در ایـن هـوای ابـری ِ بــیبــاران...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باید سعی کنم در حالی که می شکنم , همینطور روی پاهایم بایستم , خودم را بسپرم به پاهایم , به حمایت دورادور دست هایت....