❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در تاریکی به سر می برده ام دستهایم را از تابوت بیرون بگزارید تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم چشمهایم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام روی قبرم تکه یخی بگزارید تا مثل باران برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق نخستین بینش را نسبت به ابدیت به تو هدیه می دهد. عشق نخستین آزمونی است که زمان را به فراسو می برد. این گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمی هراسند. عشق مرگ نمی شناسد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در این شب پر از سکوت ، واژه ها یاری ام نمیکنند ، کاش تو بودی تا سکوتی مرگبار بر لحظاتم سایه نمی افکند ، کاش تو بودی تا در دریای مهربانیت غرق میشدم تو زیباترین ترانه ام هستی . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صدای پای تو که میروی ، صدای پای مرگ که میآید . . . ( حسین پناهی )
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر اسم آدما رو بارزترین صفاتشون بذارن ٬ اسم منو چی میذاشتی !؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بیا تا پرواز اعتماد را با هم تجربه کنیم وگرنه میشکنیم بال های دوستی مان را
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا! خورشید را به من قرض میدهی ؟ از تو كه پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غضنفر میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ میگه: هیچی تیمّم می کنیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
بی نهاااااااااااایت سپاسگزام محمد عزیز.....ممنون که یادم کردی

15 سال و 10 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبلتولدت مبارک
15 سال و 10 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط موبایلممنون حجت عزیز ........
15 سال و 10 روز و 5 ساعت و 15 دقيقه قبلممنون حسین عزیز ...مرسی که یادم کردی
15 سال و 10 روز و 5 ساعت و 12 دقيقه قبلارادت داریم .......
15 سال و 9 روز و 20 ساعت و 37 دقيقه قبل