ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
غصه هیچوقت سراغ من نمیاد ، هیچوقت ؛ در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد ، الانم اینجاست … سلام کن به عمو !
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
دقت کردین !؟ گل کلم در ترشی حکم پسته در اجیل رو داره !
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
یه آدمایی هم هستند که هیچ وقت ترکت نمیکنن ولی بلدن کاری کنن تا خودت یواش یواش ترکشون کنی…
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
درسته خوش تیپ و خوشگل نیستم ولی در عوض پولدار و خوش هیکل هم نیستم !
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
پشتِ سرِ هر انسانِ موفق یه عالمه حرف هست، مثلِ : مرتیکه دزد !
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
دیگه اگه اسکناس زیر 1000تومن پاره شد ارزش چسب زدن هم نداره ،چسبه گرون تر از اسکناسه در میاد باس انداختش دور :
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ اس ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ . . . ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟! آخه چرا
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
یکی از راه های رسیدن به خدا پراید بود که اونم گرون شد!!!
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
دلم واست یه bit شده عزیزم! پس کی این کابل ازدواج ما وصل میشه تا کیلوبایت کیلو بایت عشق و محبت واست ارسال کنم ؟! مطمئن باش هیچ ویروسی نمیتونه تورو از تو هارد دلم پاک کنه چون یاد چشمات مثل یه انتی ویروسه... عشق من حیف پدرت مثل یه فایر وال نمیزاره من بهت دسترسی داشته باشم ولی نترس بالاخره یه راهی برای هک کردنش پیدا میکنم! مواظب خودت باش . دلتنگ تو... مهندس!
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
یه بستنی خریدم تاریخ تولیدش مال فرداست بخورم یا بذارم تولیدشه ؟
ᙢ✪ᕼᗩᗰᗩᗪᖇᗴᔓᗩ
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . .