♥ marzieh ♥
چایی با شیرینی خامه ای .....
فرياد بی صدا
ســــــــاکت کــه می مانـــی ، میگذارند به حســـابِ جواب نداشتنت ! عـــــــــــمراً بفهمنــد داری جـــان میکنی، تا حرمـــــــتهـا را نگـــه داری...
♥ marzieh ♥
دستاشو بگیر بیخیال من ... خوش به حال اون .. بد به حال من ...
♥ marzieh ♥
من صبورم اما ... بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم....
♥ marzieh ♥
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم .. شاید که نباشیم و بدانند که بودیم ...
قرآن کریم: هن لباس لکم و انتم لباس لهن...
13 سال و 2 ماه و 6 ساعت و 59 دقيقه قبل