nasim
من سامی بیگی نیستم که بگم....دنیارو گشتم تا ک تو پیدا شی هیچی نمیفهمم فقط میخوام باشی.....من میگم....دنیاتو ساختم تا ک تو ادم شی هیچی نمیفهمی گم شو برو لاشی....
nasim
و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد!
nasim
هــی فـِلانـی ؟! تـَـمام کـتاب هایـم را ریختـم کـف اُتاق دانه دانه ورق زدم کـلنجار رفتـم ! در هیچ لـغت نامه ای هیچ واژه ای نــبود تا حماقـَت دلم را تــوجیح کــنـد . . . !!!
nasim
سـפֿـت تریـטּ בو رآهـﮯ בو رآهـﮯ بیـטּ فـرآموش ڪَرבטּ و انتظـآر است گـآهـﮯ ڪآمـل فـرآمـوش مـﮯڪُنـﮯ و بعـב مـﮯبینـﮯ ڪـﮧ بـآیـב مـنتظـِر مـﮯمـآنـבﮮ
nasim
شهر از بالا زیباست ؛ و آدم ها از دور جذاب ... فاصله مناسب رو حفظ کنیم تا دوست داشتنی بمونیم ....!!
nasim
دیگه تموم شد ارزوهامو گذاشتم دم کوزه با ابش قرص های اعصابم رو میخورم.....
nasim
مورچه ای رو مسخره میکردم که عاشق یه تفاله چایی بود....خودمو فراموش کردم که روزی عاشق اشغالی بودم که فک میکردم ادمه.....
nasim
خدایا یادت هست ؟ دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط اینو میخوام گفتی این نه بهتر از اینو برات گذاشتم کنار پامو کوبیدم زمین و گفتم من همینو میخوام آروم تو گوشم گفتی آخه اون از من قول یکی دیگرو گرفته ....