بر هر که می گذرم شربت من خورده است !
طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان می رسید عبا بر سر می کشید و تند می گذشت. از سبب آن پرسیدند ، گفت : از مردگان گورستان شرم دارم زیرا بر هر که می گذرم داروی من خورده است و در هر که می نگرم از شربت من مرده است ! ( لطائف الطوایف )
بعد آقای دکتر مشبه همین قضیه من نمی گما شاعر میگه :
ملک الموت رفت پیش خدا / گفت : " سبحان ربی الا علی
یک طبیب هست اندر این کوچه / من یکی جان بگیرم او صد تا
یا بفرما که قبض روح کنم / یا مرا شغل دیگری فرما "
( دقیق بخوای بدونی کی گفته لعلی تبریزی گفته )
گیژ
پسره تو [!] بوک نوشته:"کاش زن گرفتن،مثل ایرانسل بود. یکی می گرفتی،یکی همبهت جایزه می دادن." یکی نیست بهش بگه آخه ،تو از پس شارژ همون اولیشم برنمیای، حالا دنبال جایزش هم هستی....
@((¯`»._.«¦¤¦*Lena*¦¤¦»._.«´¯)) می توان با یک گلیم کهنه هم روز را شب کرد و شب را روز کرد می توان با هیچ ساخت می توان صد بار هم مهربانی را خدا را عشق را با لبی خندانتر از یه شاخه گل تفسیر کرد می نوان بی رنگ بود همچو آب چشمه ای پاک و زلال می توان در فکر باغ و دشت بود عاشق گلگشت بود می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت خوبی از هر چیز دیگر بهتر است...
شبی با خیال تو همخونه شد دل نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل نبودی ندیدی پریشونی هامو فقط باد و بارون شنیدن صدامو غمت سرد و وحشی به ویرونه می زد دلم با تو خوش بود و پیمونه می زد نه مرد قلندر نه آتش پرستم فقط با خیال شبا مست مستم الهی سحر پشت کوهها بمیره خدا این شبا رو از عاشق نگیره نه یک شب که هر شب دلم بیقراره می خواد مثل بارون بباره بباره شب مرد تنها پر از یاد یاره پر از گریه ی تلخ ِ بی اختیاره شب مرد تنها شب بی تو مُردن شب غربت و دل به مستی سپردن شبای جوونی چه بی اعتباره همه اش بی قراری همه اش انتظاره
دکی به همکارات بگو من درد دارم نظر قطعیو بدن میرم اونور یا هنوز هستم؟
14 سال و 9 روز و 4 ساعت و 51 دقيقه قبلهنوز اینوری این که مشخصه....آمپوله کار خودشو کرده!
14 سال و 9 روز و 4 ساعت و 49 دقيقه قبلسیب دکتر اطفاله؟
14 سال و 9 روز و 4 ساعت و 48 دقيقه قبلکاش برم دکی
14 سال و 9 روز و 4 ساعت و 46 دقيقه قبلنوچز.. داخلی
14 سال و 9 روز و 4 ساعت و 46 دقيقه قبل