NikNaz_m
بعضی چیزها را " باید " بنویسم نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه " برای اینکه " خفه نشم " همین !!
NikNaz_m
سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد ؟ کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم که هر شب هرم دستاتو به آغوشم بدهکارم تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد ؟ کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی
NikNaz_m
بــاران کــه میزنــد , بــوی " خــاک "بلنــد می شــود.... امــا ,اینجــا بــاران کــه میزنــد ; بــوی " خاطــره " بلنــد میشــود ........................!
NikNaz_m
یعنی مزخرف ترین لحظه توی زندگی اون وقتیه که ... با پسر داییت دعوات میشه ... و نمیتونی بهش فحش عمه بدی.... !!!
NikNaz_m
خدایااین همه چال انداختی توی زندگی ما, خب یه دونشو مینداختی رو لپمون
NikNaz_m
یکی باش!برای یک نفر......نه تصویری مبهم در ذهن هزار نفر...
NikNaz_m
می روی، می آیی می روی، می آیی تو برای خودت همیشه هستی و برای من ، هستی...نیستی هستی...نیستی تو برای خودت همیشه وقت داری و برای من هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت من حکم چایی یخ زده ای را دارم می آیی به فنجان وجودم دست می کشی گرمم می کنی/سرد می شوی و دوباره می روی و من باز سرد می شوم سرد می شوم، سرد می شوم
دوستم هم دنبالت کردم هم لایک کاربری
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 9 ساعت و 11 دقيقه قبل