دیروز رفتم دندونپزشکی اینقدر بی حسی زد که نشیمن گاهم بی حس شده بود ، یه چشمم اصن نمیدید ، ارتباط با دست راستم قطع شده بود و کلا سه وَرَم قطع نخاع شد ؛ اونوقت این دندون لامصب هنو حس داشت ، وقتی میخواستن دندونم رو بکشن پدر جدم اومد نوک دماغم ! بی حس که نشد هیچی فک کنم احساساتیش کردن !!!
بنده به همراه خودم و من موافقت و هم نظری رسمی و کتبی خود و همراهان رو نسبت به کلام و اندیشه ی فلسفی شما ابراز میبروزم لذا اینجانت از جانب همراهان همراهی مان را راه میبریم
فکر کنم در صورتی که شاید یا شایدم نه آخه نمیدونم که چیو می دونم شما میدونی ولی اینجا بهتره که ممکن شه که صلح اختیار کنیم در غیره اینصورت همون یه خورده مغزی هم که داشتیم شاید که نه باید وممکن نه که حتمان به فنااااااااااااااااا میره
بگو دوچرخه…..سیبیل بابات میچرخه بگو فرانسه..…بابات قد آدامسه بگو خاک انداز..…خودتو جلو بی انداز بگو متکا..…بخور از این کتک ها بگو چاقو..…برو بچه دماغو بگو اشرف…..دلم برات قش رفت از تفریحات سالم ما دهه شصتی ها !!