مخاطب شهرام //// کودک بودی : گفتی که تازه از حمام آمده ای ... اما موهایت کثیف و نامرتب بود و بدنت هنوز بوی عرق و بازی فوتبال مدرسه را میداد ... لبخندی زدم اما باور نکردم... سالها گذشت روزی مغرور آمدی و گفتی که فارغ التحصیل شده ای ... کسی نمی توانست از تحصیل آسوده و بی نیاز شده باشد ... لبخندی زدم اما باور نکردم ... چهل سال گذشت و مسن شدی : گفتی که از زیارت حج آمده ای خوشحال شدم اما... چه سود که هیچ تغییری قبل و بعد از رفتنت در اخلاقت مشاهده نکردم ... باردیگر لبخندی زدم ولی باز هم حرفت را باور نکردم
مصطفی
15 سال و 1 ماه و 23 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبلخارجي نداره اقا مصطفي اين طالع بيني خورشيدي هست .اصله اصله....
15 سال و 1 ماه و 23 روز و 2 ساعت و 15 دقيقه قبلهنديشم هست كه اونم خورشيدي هست...
.اقا مصطفي زن و مردش فرق ميكنه هااااا
نه دیگه به همینا رضایت دادیم!

15 سال و 1 ماه و 23 روز و 2 ساعت و 7 دقيقه قبلزن و مردش هم مهم نیست، مهم اینه که دو طرف هم دیگرو بخوان
پس مباركه .....به پاي هم پير شين 
15 سال و 1 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 54 دقيقه قبل
15 سال و 1 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 54 دقيقه قبلrastiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
khodamam mordadiam....