raha_67
شبتون عسسسسسسسسسسسسل باي...
raha_67
یعنـــے میشود روزی برسد که بیایــے مرا در آغوش بگیری بخواهم گله کنم .... بگویے هیس همه کابوس ها تمام شد ......
raha_67
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت خیالی نیست تو هم بنویس و برو... !!!
raha_67
حوصلـﮧ خوـآندטּ ندـآرمـ! حوصلـﮧ نوشتـטּ ـهمـ ندـآرمـ! اینهمـﮧ دلتنگے نـﮧ بـــآ خوـآندטּ ڪمـ میشــود نـﮧ بـــآ نوشتـטּ دلمـ آغوشـِ گرمـ میخوــآـهد...
raha_67
کُـــو ر بــاش بانـــو نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد! عـبوس بــاش بانــــو لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد! لال بــاش بانــــو ... حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت! شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ... شـــــاید !!!
raha_67
قلــ ــب عزیز لطفــا خفه شـــو و در همه کارها "دخالــت" نــــکن ! هـمان کـه خــ ـ ــون "پمـــپاژ" کــــنی کافـیسـت . . . اگر هــم "خـــسته" شـدی اجبــ ــاری نیسـت به کــار ! هــر وقـت دلـت خواســـت دیگـ ـ ـ ــر "کـار" نَـــکُن ...!
raha_67
گاه دلتنگ مي شوم دلتنگتر از همه دلتنگي ها گوشه اي مي نشينم و حسرت ها را مي شمارم و باختن ها را، و صداي شکستن ها را... نمي دانم من کدام اميد را نااميد کرده ام و کدام خواهش را نشنيدم و به کدام دلتنگي خنديدم که اين چنين دلتنگم. دلتنگم، دلتنگ...!