Nazanin
مجنونم ومستم به پای تو نشستم... آخر ز بدی هات بیچاره شکستم ..
Nazanin
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود.. دل من سخت شکست.. و چه زشت به من و سادگیم خندیدی.. به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود.. و خیالم می گفت.. تا ابد مال تو بود.. تو برو.... برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند بزنم...
Nazanin
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی...
Nazanin
خدا می بینه اشک آدما رو...
خودش داره حساب لحظه ها رو..
خدا می دونه بی تو چی کشیدم..
خدا می شنوه بغض بی صدا رو...
Nazanin
تلخ میگذرد… این روزها که قرار است از تو … برای دلم یک انسان معمولی بسازم...
Nazanin
کوک می کنم چشمانم را روی آمدنت... نمی آیی و برای همیشه خواب می مانم.....
Nazanin
تو رفته ای ...
و من از تنهایی ککم هم نمیگزد دیگر...!!!!!!!!!!
حالا باز هم بگو دروغ گفتن بلد نیستی؟؟؟؟؟؟؟
Nazanin
و در این عشق بهینه رفتار کردی..
ولی من از همه چیزم گذشتم
بر چسب رنگ انرژی مبارک قلبت باشد...
Nazanin
پیچکی می شوم وحشی ..
می پیچم به پر و پای ثانیه هایت...
تا حتی نتوانی لحظه ای.. بی من بودن را..
زندگی کنی...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Nazanin
شباهت متفاوتی بین ماست... تو دل شکسته ای من دلشکسته ام....
Nazanin
یک برو بر زبانم آمد بخاطر تو... و هزاران بمان در دلم ماند....ماند...ماند....
Nazanin
تازگی دارد٬ وقتی تو صدایم میکنی!
صدایم کن! اسمم راهزار بار صدا بزن. تا به حال نمی دانستم اسمم این
قدر قشنگ است..............