Nazanin
از من نگیر این لحظه ها را،هر چه باشد من یک عاشقم ، نگاهی به من بینداز ببین به چه روز افتاده ام… ببین چه کسی مرا به این روز انداخت تو مرا اینگونه با لحظه های عاشقی آشنا کردی تو مرا در دام عشق گرفتار کردی . . .
Nazanin
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری کمی دلم آرامتر شده فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده شب های تیره و تار من مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم به یاد می آورم حرفهایت را باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را ....
Nazanin
نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم و هر کسی مرا ببیند از من بپرسد در جستجوی کیستی؟ . .
Nazanin
تو که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین! .
Nazanin
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد
Nazanin
دار بزن … خاطرات کسی که تـو را دور زده حالم خوب است …امّا گذشته ام درد میکند . . . .
Nazanin
سوت پایان را بزن من حریف هرزگی تو و احمق بودن خودم نمی شوم . . . .
Nazanin
تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت دانـــه دانــــه میـــرانـــی ام تا خــــودت را بالا ببـــــری . . . .
Nazanin
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی . . .
Nazanin
“دوستت دارم” تکیه کلام تو بود من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!! .
Nazanin
عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم . . . .
Nazanin
چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . . . .
Nazanin
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست آنقدر بی ارزشی که خیلیها اندازه تو هستند . . .
Nazanin
همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی . . . . .