Nazanin
• برخیز ... چه میکنی با خودت؟؟؟ قلبی که تورا نمی فهمد قلب نیست!!! پاره ای سنگ است میان یک کالبد که هیچ، از انسانیت نمی فهمد...... ... برخیز ... این روزها امثال تو زیاد نیست... مرحبا به دلبستگیت به دلتنگیت به عشقت ... این خمیدگی ات تحسین دارد برخیز تو مثل نداری....................
Nazanin
• هـــــــی لعنتی ِ دوست داشتنی ِ من؛ این نفس ها, که می آیند؛ که می روند..فقط به هوای توست؛ به هوای اینکه شاید قصه ی منوتو آخرش فرق داشته باشد! با بعضی __ها و بشویم"ما"
Nazanin
• افـــسوس! بـ ه خـآطرِ تمـآمـِ لحظـــ ه هـ ـآیی کـــ ه می تـوآنستـــی "مــَردَم" بـــآشی نــ ه "دَردَمـ"...
Nazanin
برهنه ات میکنند تا بهتر شکسته شوی .. نترس گردوی کوچک آنچه سیاه میشود روی تـــــو نیست دســــت آنهاست !!!…
Nazanin
خدایا! كسی غیر از تو با من نیست خیالت از زمین راحت، كه حتی روز روشن نیست .. كسی اینجا نمیبینه، كه دنیا زیر چشماته ... یه عمره یادمون رفته، زمین دار مكافاته فراموشم شده گاهی، كه این پایین چه ها كردم كه روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم خدایا وقت برگشتن، یه كم با من مدارا كن شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم جا كن....
Nazanin
همچون ساعت شنی شده ام که نفس های آخرش را می زند و التماس میکند کسی پیدا شود و برش گرداند من هم... نه... لطفا برم نگردانید ... بگذارید تمام شوم...
Nazanin
ین روزها یکـــرنگ که باشی چشمشان را می زنی..! خسته می شوند از رنگ تکـــراریت.. این روزهـــا دوره رنگین کمــــان هاست..!
Nazanin
هیـــــــچ چیز سَــــخت تر از دوستـــــ داشتنش و نداشتنش نیستــــــ ...
Nazanin
مـواظـبـ بــاشــ !! اگر با صدایَشــ تنَتــ لرزید ... اگــَر از بــَـدی هـایَشــ فَرار نـَـکردی، دیــــگـــــر تمـــــآمــــ اســـــتــــــ فـــاتــحـــهـــ روزهایـــ خـــوشَـــتـــ رآ بـــخـــوانـــ . .
Nazanin
از ایـن بـه بـعـد ، عـاشـقـانـه هـایـم را مـی گـذارم لـاے جـرز دیـوار . . شـایـد حـداقـل نـیـمـه شـب هـا از سـوز سـرمـاے تـنـهـایـے ، نـلـرزم
Nazanin
از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت
Nazanin
خـلاصــــــــــــه ی این روزهـایـم همـیـن دو سـطـر می شـود : تـــــــو ایـنـــجـا نیستی و حـال من بد است؛ بدِ ، بدِ ، بدِ
Nazanin
می لرزم ! سرد بود ..... ..." آب پاکی "... که به روی دستم ریختی..... ...