SAMURAI
دوستت دارم شاید باز هم همان ملال همیشگی تو به سراغم آمده اینبار فقط قطعه ای کوچک برایت می نویسم چون بغضم بیش از این امان نمی دهد من تورا از کوچه های حسرت گرفته ام از تمام شب های تنهایی از لحظات تودرتوی دلهره از عذاب دقایق بی کسی از تمام سالهای ...............
SAMURAI
گاهی حتی جرات نمی کنم پشت سرم رو نگاه کنم که ببینم جام خالیه یا نه !!؟
SAMURAI
نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره/نذار ضربه های ساعت،منو از تو پس بگیره عقربک های زمونه،خستگی سرش نمیشه / نگو برمیگردی فردا،دل که باورش نمیشه
SAMURAI
همه جا سرد و سیاه،رو لبام ناله و آه/سر من بی سایبون،نگهم مونده به راه موندم غمگین و سرد و تو دلم یه گوله درد/نه بهاری نه گلی،پاییزِم پاییزِ زرد .
SAMURAI
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد/خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند/نیمم آتش سوخت،نیم دیگرم را باد برد
SAMURAI
ماهیان روی خاک،ماهیان روی آب/وقت مردن،ساحل و دریا چه فرقی میکند؟ یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد/تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند؟ .
SAMURAI
ای مایه اصل شادمانی غم تو/خوش تر ز حیات جاودانی غم تو از حسن تو راز ها به گوش دل من/گوید به زبان بی زبانی غم تو
SAMURAI
اگه میگفتی میخوامت،دلم دیگه غصه نداشت/شبا چشام خوابش می برد،نیازی به قصه نداشت اگه میگفتی میخوامت،تو دنیا چیزی کم نبود/رو خاطرات خوبمون،هاشور زرد غم نبود .
SAMURAI
تو بیمارستان بغل تخت بابا بزرگم رو صندلی خوابم برده پرستاره امده میگه اقا اقا شما همراهشی? میگم پ نه په عزرائیلم امدم جونش بگیرم خسته بودم یه لحظه چشمام رفت رو هم خوابم برد مرسی بیدارم کردی!!
SAMURAI
رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!