SOROUR
ای کاش تا زنده ایم قدر همدیگه رو بدوینم
SOROUR
چیز هایی که از والدینمان آموختیم انتظار: وایسا برسیم خونه… مراقب از خود: ژاکتت رو بپوش! یه جوری رفتار می کنی انگار من که مادرتم نمی دونم کی سردت میشه! رشد کردن: اگر اسفناج نخوری بزرگ نمیشی! کنایه: گریه می کنی؟ حالا یه کاری می کنم که واقعا اشکت در بیاد!
SOROUR
(خاطره از یکی از دوستان متاهل) یه روز پنجشنه ساعت 1 و 2 بود که اومدم خونه، دیدم زنم داره نماز می خونه، تا رفت رکوع زدم به پشتشو گفتم امشب شب جمعست دهنت سرویسه .....، بعد رفتم تو آشپزخونه دیدم زنم داره غذا آماده می کنه، برگشتم دیدم مادرزنمه داشته نماز می خونده، فقط از خونه زدم بیرون!!! داغ و لایکش نکنی نامردی
SOROUR
زندگی ارزش دویدن دارد,حتی با کفش های پاره!!!
SOROUR
یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد داد می زد : کهنه قالی می خرم دسته دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم گر نداری کوزه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت آقا سفره خالی می خرید…؟
SOROUR
چیز هایی که از والدینمان آموختیم هر كاری جایی دارد: اگر می خواهید همدیگه رو بکشید برید بیرون! من تازه اینجا رو تمیز کردم!
SOROUR
چیز هایی که از والدینمان آموختیم دعا: دعا کن سر جاش باشه وگرنه…! منطق: به خاطر اینکه من می گم! آینده نگری: اگر از اون تاب بیافتی و گردنت بشکنه محاله با خودم ببرمت خرید!
SOROUR
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود...
SOROUR
بر تمام قبر های این شهر بوسه بزن شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی... من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام صدای کلاغها را می شنوی؟ دارند برایم فاتحه می خوانند.....!!