SaSa
گاهی دوست دارم بدون پک زدن فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من
SaSa
“بربادرفته”
صد بار بهتر است از
“از یاد رفته “…..
SaSa
باري کاين هلهله ي تاريک شبان است که صيقل ميدهد ترک هاي جبين را بر اشکالي همانند شکل سکوت باري که اي کاش مني که بوده ام نبودم بر بودني که نيستم ببودم در سنگلاخ تفکرها نبايدش تعملي که بشايدش شايد حاصلي سبز تا بتوان از عصيان بزدايدش درون مايه هاي تاريکمان را آري که براستي در کارگاه جهان تهي ست نهالي از جنس آزادي ليک ايدر همگان سوختگانند و بي هيچ آتشي رقص آتش بپاداريم
SaSa
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند ؛ ما نه وقتی که در میانشان هستی ؛ نه ...آنجا که در میان خاک خوابیدی ؛ #"" سنگ تمام "" را می گذارند و می روند ....
SaSa
آهاي با توام...
لعنتي...
آره با خودخودت...
... ...
تويي که اين روزها من برات شدم شما!!!
خواستم بگم: هنوزم همه پيک هامو ميزنم فقط بسلامتيه : تو!!!
SaSa
این روزها بدجور به تو آغشته ام ، از صافی ردم کن و ببین که جز تو هیچم نمی ماند .
SaSa
توسط پیامک
امـــروز یک مرده شور را دیدم،
آنچنان زیبا می شست که لکه ای هم باقی نمی ماند...
اما نمی دانــــم چــــرا پــدرم از او خوشش نمی آید!
و مادرم مـــدام گریه می کند و نفرینـــش میکنــــد...
او که زن خـــــــوبی است، من دوســــتش دارم،
فقـــــط کاش ناخـــــن هایش را میگـــرفت،
تمـــــــام بدنـــــم را زخـــم کــــرد...
SaSa
توسط پیامک
وعشق .....
گاهی انقدر عمیق است که هیچ گاه سنگهایی که می اندازند به انتهایش نمی رسد!
SaSa
اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم . . .
SaSa
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم به هر حال ممنون از مشتت . . .
SaSa
ادم با گذشتی بود ! از من هم گذشت …
SaSa
من که به هیچ دردی نمیخورم . . . . . . این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند !
SaSa
توسط پیامک
حواسم راهرکجا که پرت کنم بازهم کنارتومیافتد...!!
SaSa
توسط پیامک
دیر آمدی
کمی تغییر کرده ام!
برای شناختنم عکسم را مچاله کن...
SaSa
توسط پیامک
اینجا زمین است . .
ساعت به وقت انسانیت خواب است. .
دل عجب موجود سخت جانی است ;
هزار بار تنگ میشود،
میشکند،
میسوزد،
میمیرد..
ولى باز هم می تپد برای دوست . . .
آدمهایى را دوست دارم...
همانهایى که بدى هیچکس را باور ندارند،
همانهایى که براى همه لبخند دارند،
همانهایى که بوى ناب انسانیت میدهند،
و من باور دارم که ، تو از همانهایى . . .