خــــاله سمانـــــه
بزرگترین اقیانوس آرام است آرام باش تا بزرگترین باشی
خــــاله سمانـــــه
کاش میشد که دلم از عاشقی بو ببرد یار آمده دل را به شکار چشم آهو ببرد خسته ز دلم … بگو خریدار کجاست ؟ تا قلب مرا به شرط چاقو ببرد
خــــاله سمانـــــه
دور شدم از تو دلم شور زد *ساز دلم نغمه ی ناجور زد * آه از آن چشم که با یک نظر * بال و پرم را گره کور زد . . . !
خــــاله سمانـــــه
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد / مرا روزی نباد آن دم که بی یاد تو بنشینم . . .
خــــاله سمانـــــه
بگو تو هم دلت تنگ است مثل من باور کن بعضی حرفها را باید زد حتی اگر تکراری باشند