خــــاله سمانـــــه
بزرگترین اقیانوس آرام است آرام باش تا بزرگترین باشی
خــــاله سمانـــــه
ميان ياحسين(ع) گفتن و باحسين(ع) بودن ، يك نقطه فاصله است بياييد قبل از اينكه ياحسين(ع) بگوييم ، باحسين(ع) باشيم
خــــاله سمانـــــه
کارگر خسته، سکه ای از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد؛ ناگهان جمله ای روی صندوق دید: <<صدقه عمر را زیاد می کند>> منصرف شد...
خــــاله سمانـــــه
الحمــــــدلله که دوبــاره تو خیـــمه عـــزاتـــم
خــــاله سمانـــــه
دست هايم به آرزوهايم نمی رسند آرزوهايم بسيار دورند ولی درخت سبز صبرم می گويد اميدی هست ، خدايی هست اين بار برای رسيدن به آرزوهايم يک صندلی زير پايم می گذارم شايد اين بار دستم به آرزوهايم برس
خــــاله سمانـــــه
صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم
خــــاله سمانـــــه
زلال که باشی، دیگران سنگ های کف رودخانه ات رامی بینند...! بر میدارند و نشانه می روند درست سوی خودت!!!
خــــاله سمانـــــه
تیشه و کلنگم را برداشته ام!! تو فقط بگو کدام کوه...!!!
خــــاله سمانـــــه
یادم باشد هیچ راستی را باور نکنم . حتی ان شاخه راست و زیبای درخت هم فردا تبری خواهد شد
خــــاله سمانـــــه
آهای آدمها، پاسخ دوست دارم ، مرسی نیست...!