سحـــر خاتـــون
دلم تنگ شده براي همه آنچه از دست داده ام
چشمانم گريانند براي هر آنچه نداشته ام
دستانم پروانه اي را مي خواهند كه هرگز پريدن را از ياد نبرد
و روحم شوق پرواز دارد همراه با بادبادكي كه در كوچه هاي كودكي
از ميان انگشتانم رها شد و به آسمانها رفت
تا همبازي فرشته ها شود .
سحـــر خاتـــون
گفتی برو...گفتم به چشم...این بود کلام آخرین...گفتی خداحافظ تو...گفتم همین؟...گفتی همین!...گریه نکردم پیش تو...با این که پرپر میزدم...با خون دل از پیش تو...رفتم و باز نیومدم...
سحـــر خاتـــون
مـهـربـانـی تـا کی؟ بـگـذار سـخـت باشم و سـرد! بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!! خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !! دل کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت
سحـــر خاتـــون
حالت امروز من:خوشحاااااااال!خیلی خوشحااااااااااال!!!
سحـــر خاتـــون
روزهای دور از تو بودن را
هرگز نخواهم شمرد
تا همیشه بگویم ...
همین دیروز بود!!!!!!
سحـــر خاتـــون
تو را دعوت می کنم : به لحظه های دلتنگیم .... به عمق تنهاییم .... ... به مرز دیوانگیم ... به خلوت سکوتم .... به کنج این دلم .... به شیرینی رویایم .... به گرمی عشقم ... به تمامی احساسم ..... اینجا بزمی است به افتخار تو .....
سحـــر خاتـــون
به سلامتی اونی که هزار تا خاطرخواه داره ولی دلش گیر یه بی معرفته!!
سحـــر خاتـــون
می خواهم بروم ..
بارم را هم بسته ام ..
به کجایش را نمی دانم .. نپرس !
می خواهم بروم تا آدم ها برایم جدید شوند ..
آدم هایی که با دیدنشان یاد خاطرات شیرین گذشته ام نیفتم ..
خاطرات شیرینی که امروز تلخ تر از هر تلخی است !
سحـــر خاتـــون
ای کاش فشار … غصه … غم … درد واحد و عدد داشت ... کاش قابل قیاس و اندازه گیری بود آن وقت شاید روزگار با تمام بی رحمی اش می فهمید بر سر یک نفر چقدر آوار می ریزد
سحـــر خاتـــون
این روزها دلم برای عشقی دلتنگ است
که همه روزهایم را بر باد داد
این ساعتها چقدر کند می گذرد
پس چرا زمان با تو بودن آنقدر زود گذشت ...