سحـــر خاتـــون
از فراسوی لبهای بسته ام در زیر اسمان تاریک شب واز لابه لای دیوارهای دلتنگی نامت را فریاد میزنم .با درودی به پاکی روز
سحـــر خاتـــون
میتوان شادی را به سادگی ! درطراوت نگاهی , در صفای کلامی , یا که , ...در گرمای دستانی به همدیگر هدیه کرد
سحـــر خاتـــون
باور کن که ............ دلتنگی مرگ تدریجی است
سحـــر خاتـــون
دستهایم به آرزوهایم نرسید،آنها بسیار دورند... اما درخت سبز صبرم می گوید: امیدی هست...دعایی هست...خدایی هست
سحـــر خاتـــون
دﻟـم كــﻪ ﮔــﺮﻓـﺘـﻪ ﺑـﺎﺷـــﺪ ... ﺑﺎ ﺻﺪاﯼ دﺳــﺘـﻔــﺮوش دوره ﮔﺮد ﻫﻢ ﮔــﺮﯾــﻪ ﻣﯽ كنم ؛ ﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑــﻪ " مرور خاطرات ِ بـا تــو بودنـــم!
سحـــر خاتـــون
دلتنگی های این روزهایم را سپرده ام دست باد!!
میآورد برایت هرجا که باشی... اینگونه خیالم راحت تر است
سحـــر خاتـــون
گفتی خدا حافظ تو ... گفتم همین؟؟؟گفتی همین...
سحـــر خاتـــون
راستی؟ آخرین باری که عاشق شدی دلت مردن نمیخواست؟
سحـــر خاتـــون
من دزدکی نگاهت می کنم تو ... نگاهت را از من می دزدی هر دو دزدیم! نه؟
سحـــر خاتـــون
منو گفت هرچه بود گذشت به گریه گفتمش آری چه زود گذشت بهار بود عشق بود تو بودی امید ... بهار رفت..تورفتی..من ماندم تنها چه زود گذشت....
سحـــر خاتـــون
کاش خدا جای ِ دندان عقل، به انسان دندان معرفت می داد..