سحـــر خاتـــون
آتشی در سینه دارم جاودانی
سحـــر خاتـــون
وقتی قرار نیست برگردی ، پلهای پشت سرت را خراب کن ... مبادا وسوسه ام کنند دنبالت بیایم..............!
سحـــر خاتـــون
خیلی ها نفرین میکنن … تلافی میکنن… اما نه … نفرین من … الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره … تلافی من …. میرم تا به اون برسی … سره راهت نباشم … راستی … قد من دوست داره …
سحـــر خاتـــون
به تو سپرده بودمش ، با هزار و یک امید …. وحالا برای هزار و یکمین بار دلم را می برم تا شکستگی اش را گچ بگیرند !!!
سحـــر خاتـــون
باز هم مثل همیشه که تنها میشوم ... دیوار اتاق پناهم میدهد ... بی پناه که باشی قدر دیوار را میدانی...
سحـــر خاتـــون
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید خیلی کودکانه شاید بی غرور... اما هر وقت گونه هایم خیس می شود ؛ می فهمم نه ضعیفـم !!! ...نه یک کودکـم !!! بلکه پر از احساسم...
سحـــر خاتـــون
دلم سفر مي خواهد ! نه براي رسيدن به جايي ! فقط بخاطر رفتن ! همين !
سحـــر خاتـــون
لبخند آخرین من...دروغ معصومانه بود...برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود...
سحـــر خاتـــون
عشق دلیل میخواد؟(بدو برو دیدگاه)
سحـــر خاتـــون
خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده ، تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری ...
سحـــر خاتـــون
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم : می آید ..... می ماند .... و به تنهائیم پایان میدهد ...... آمد ..... رفت ...... وبه زندگی ام پایان داد ... !!