سحـــر خاتـــون
• اگر شبی از شبهای زمستانی، • مسافری به امید گرمای نگاهت به تو پناه آورد • تنهایش نگذار. • شاید در گرمترین روزهای تابستان • به خنکی لبخندش محتاج شوی
سحـــر خاتـــون
این روزها حال خوشی ندارم. همنشین گربه ها شده ام از قحطی انسان و بر خلاف آنچه از انسان ها شنیده بودم، معرفت گربه ها قابل وصف نیست.
سحـــر خاتـــون
داشتم زندگیمو میکردم...اومدی حالمو عوض کردی...اینهمه راه اومدی که بری...که خرابم کنی و بر گردی...همه چیز خوب بود قبل از تو، عشق با من غریبه گی میکرد...یه نفر داشت با خودش تنها زیر این سقف زندگی میکرد...عطر تو این اتاقو پر کرده...این هوا اون هوای سابق نیست...اون که با بودنت مخالف بود حالا با رفتنت موافق نیست...واسه چی اومدی که برگردی...برو اما جواب بده...سر خود اومدی ولی اینبار به منم حق انتخاب بده...اون که میگفت که تا ابد اینجاست...حالا میگه بذار برگردم...داشتی زندگیتو میکردی... داشتم زندگیمو میکردم...
سحـــر خاتـــون
یه نفر تا همیشه جا موند........! هیچکس همدم درد و غمت..... هیچکس همسفر سختی نیست... هیچکس ....... هیچکس اون که باید هم نیست............... تا چشم باز کنی..... تا نفس تازه کنی..... عمر لعنتیت رو به فناست.......... ما همه با هم "وحشتناک" تنهاییــــــــــــم...........!
سحـــر خاتـــون
به کساني که از شما خوشبخت تر به نظر مي رسند غبطه نخوريد... تنها فرق اونها با شما اينه که اونها بهتر فيلم بازي مي کنند.
سحـــر خاتـــون
گلوم خیلی درد میکنه...راه نفسم بسته شده...چشمام تار و اشک آلوده...هیچی ندارم که تو زندگیم بهش دل خوش کنم...عزرائیل جان؟؟! کی افتخار ملاقات میدی؟؟
سحـــر خاتـــون
تنهام نذار که همه دلخوشی روزا و شبام تویی...نگام کن...معنی نگاهای پر از التماسم رو فقط تو میتونی بفهمی...بغلم کن که فقط تو آغوش تو آروم میگیرم...