سحـــر خاتـــون
گاهی وقتا تو زندگی لازمه که نفهمی
یا خودتو به نفهمیدن بزنی ...
اینجوری برات راحتتر میگذره...
مشکل اینجاست که من دقیقا
جایی که نباید بفهمم و میفهمم
... و جایی که باید بفهمم نمی فهمم...
سحـــر خاتـــون
من به این مهر سکوت ؛ من به این تاریکی ؛ من به ما ؛ من به فرسودگی ذهن خودم معترضم که چرا ........... شوق آغاز مرا و منی چون من را ز خودم دزدیدند به کجا بر گردم ؟ حق برگشتن را زتنم دزدیدند
سحـــر خاتـــون
من خیلی نامردم، واسه منی که خاطره هاش رو باد برده واسه منی که روزگارشو به خواب سپرده ... واسه منی که در یاد همه مرده واسه شبگردی که هوای دلتنگی خورده واسه من که روزهای رفته ی تورو شمرده واسه آنکه جز خوبی از تو نخونده
سحـــر خاتـــون
از تنهایی گریزی نیست
بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند……….
نمی خواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور
گردن آدم برفی احساسم بیندازد
سحـــر خاتـــون
حالا من موندم و یه دونه ورق...که اونم از اسم تو سیاه میشه...........
سحـــر خاتـــون
بوی پاییز می آید ...بوی رویا بوی تو، بوی من؛ بوی عشق ... مستی های پنهان بوی باران .....!
سحـــر خاتـــون
غم تنهایی اسیرت میکنه...تا بخوای بجنبی پیرت میکنه.....................
سحـــر خاتـــون
من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر ، حکمتی می آید ، من و فرسایش دل ، تو و تصمیم و مکان ، ما و تقدیر و زمان ، چه شود آخر دلتنگیها ! خدا می داند .
سحـــر خاتـــون
قصۀ رفتن ها شاید کمی از هم متفاوت باشند ....اما آخر قصه همیشه یکی است ....رفتن ...نرسیدن....جدایی...تنهایی....ت ن ه ا ی ی.....
سحـــر خاتـــون
بسلامتیه... اغوش بی منتی که... تو رو فقط و فقط واسه خودت میخواد... وقتی تو اوج تنهایی هستی... با چشاش بهت بگه: هستم.. تا اخرش...............
سحـــر خاتـــون
من یک درخت دمدمی مزاجم... یک روز پرتقال روز دیگر انار میوه ی من است .... بترس از روزی که سیب را برگزینم !
سحـــر خاتـــون
دیروزها: صفا، صمیمیت، یکدلی، مهربانی... امروزها: دروغ، ریا، دزدی، نفرت... فرداها: ...